تبليغاتX
ناگفته های من ودل
ناگفته های من ودل
به سراغ من اگر می آیید نرم وآهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
      به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
  پنجشنبه 30 مهر1388 (11:43 قبل از ظهر)
به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
اگر سفر نکني،
اگر کتابي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نکني.
به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
زماني که خودباوري را در خودت بکشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو کمک کنند.
به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
اگر برده‏ي عادات خود شوي،
اگر هميشه از يک راه تکراري بروي …
اگر روزمرّگي را تغيير ندهي
اگر رنگ‏هاي متفاوت به تن نکني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکني.
تو به آرامي آغاز به مردن مي‏کني
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چيزهايي که چشمانت را به درخشش وامي‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌کنند،
دوري کني . .. .،
تو به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
اگر هنگامي که با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نکني،
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نکني،
اگر وراي روياها نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي
که حداقل يک بار در تمام زندگي‏ات
وراي مصلحت‌انديشي بروي . . .
-
امروز زندگي را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاري کن!
نگذار که به آرامي بميري!
شادي را فراموش نکن

"پابلو نرودا"

| نوشته شده توسط نرگس
      چه کسی...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  جمعه 15 خرداد1388 (6:46 بعد از ظهر)

 در زمانی که وفا قصه برف به تابستان است

   و صداقت گل نایابی است

   و در آیینه چشمان شقایق ها عابر ظالم و بی عاطفه غم جاریست

   به چه کس باید گفت ؟                             

  با تو خوشبخترین انسانم؟؟؟

 

 

 

| نوشته شده توسط نرگس
      شکر
  سه شنبه 5 خرداد1388 (0:13 قبل از ظهر)

خدایاشکرت

به خاطر همه چیز

 

 

 

| نوشته شده توسط نرگس
     
  یکشنبه 6 اردیبهشت1388 (11:36 بعد از ظهر)
زلال بودن را تمرین کنیم ...

بیایید با هم رو راست باشیم ...

بیا کمک کنیم تا من من باشم و تو تو ...

بیا خودمون باشیم ...

چرا ما همه درپس چهره کسی دیگه گمیم ....

می تونیم ساده باشیم...

صادق باشیم ....

عاشق باشیم ...

همه ما داریم از خودمون فاصله می گیریم ...

بیایید تا زلال بودن را تمرین کنیم ...

 

| نوشته شده توسط نرگس
      بهار
  دوشنبه 31 فروردین1388 (2:34 قبل از ظهر)

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز…


 

| نوشته شده توسط نرگس
      عشقم رفت
  پنجشنبه 17 بهمن1387 (11:34 قبل از ظهر)
چرا از من گذشتي بي تفاوت؟

نه انگار عشقي بود نه روزگاري ---

 چطور دلت اومد تنهام بذاري ؟؟؟

| نوشته شده توسط نرگس
      .........
  پنجشنبه 3 بهمن1387 (5:44 بعد از ظهر)

دوست دارم یه جایی مثل اینجا باشم

با تو

| نوشته شده توسط نرگس
      پاییز
  پنجشنبه 23 آبان1387 (5:34 بعد از ظهر)

آنهایی که رنگ پریدگی پاییزرا دوست ندارند،

نمی دانند که پاییز همان بهار عاشق است

 

عاشق پاییزم

 


| نوشته شده توسط نرگس
      برای یک دوست
  دوشنبه 28 مرداد1387 (12:58 بعد از ظهر)

انتظار

هلا ای منجی چشمان من در ظلمت این دنیای ظلمانی تورا قسم میدهم به جان ترانه هایم به حرمت سکوت اشکهایم که پر نگیری از دیار آرزو هایم

مهربانم نمی دانی چقدر دوست دارم وخیره در نگاهت شوم ولی می دانم که فاصله میان من و تو زیاد است  آنقدر زیاد که می دانم خوابی را که دیشب دیده ام هیچ وقت به حقیقت نخواهد رسید

می دانم که در انتظار هیچ صبورم ودر انتظار لبخندی نفس می کشم که تا آخرین نفس آرزویم خواهد بود وبه جاده ای می نگرم که می دانم هیچ وقت رهگذر آن نخواهی شد .

آخر من نشانی لبخند تو را از کی بپرسم و به کجا بروم که فقط تو باشی و لبخند تو 

ونه حتی گل سرخی که عطر نفس های تو را دارد

| نوشته شده توسط نرگس
      خدا قول نداده
  پنجشنبه 17 مرداد1387 (10:39 بعد از ظهر)

 خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن قول داده ؟ ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده زياد تو دست انداز نمون وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زور عاشق خودت کنی پس تنها كاری که می تونی بكنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کنی پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است

| نوشته شده توسط نرگس

گالری عكس بهاربيست

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس